السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

99

تفسير الميزان ( فارسي )

ملتزم مىگردد . ولى روز قيامت . ظرف پاداش عمل است ، ديگر نه فعلى هست ، نه التزام به فعلى . و در آن ظرف همه اسباب كه يكى از آنها انساب است از كار مىافتد و ديگر انساب اثر و خاصيتى ندارد . * ( « وَلا يَتَساءَلُونَ » ) * - در اين جمله روشنترين آثار انساب را يادآور شده ، و آن احوال پرسى ميان دو نفر است كه با هم نسبت دارند ، چون در دنيا به خاطر احتياجى كه در جلب منافع و رفع مضار به يكديگر داشتند ، وقتى به هم مىرسيدند احوال يكديگر را مىپرسيدند ، ولى امروز كه روز قيامت است ديگر كسى احوال كسى را نمىپرسد . خواهى گفت : اين معنا با آيات ديگر كه تسائل را اثبات مىكند منافات دارد ، مانند : آيه « وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ » « 1 » در پاسخ مىگوييم : نه ، منافات ندارد ، زيرا اين آيه مربوط به تسائل اهل بهشت بعد از ورود به بهشت ، و تسائل اهل جهنم بعد از ورود به جهنم است ، و آيه مورد بحث مربوط به تسائل در پاى حساب و حكم است ، و تسائل اهل محشر را در آن هنگام نفى مىكند . * ( « فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * . . . * ( فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ » ) * كلمه « موازين » جمع ميزان و يا جمع موزون است ، و موزون عبارت است از همان اعمالى كه آن روز سنجيده مىشود و درباره معناى ميزان و سنگينى و سبكى آن در تفسير سوره اعراف كلامى گذرانديم . * ( « تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيها كالِحُونَ » ) * در مجمع البيان گفته كلمه « لفح » و همچنين « نفح » به يك معنا است ، با اين تفاوت كه لفح تاثير بيشتر و كاريتر دارد ، كه عبارت است از مسموميت جلدى كه پوست صورت را خراب مىكند ، ولى نفح به معناى باد شديدى است كه پوست صورت را اذيت كند و كلمه « كالح » از « كلوح » است كه به معناى جمع شدن و خشكيدن لبها است ، به طورى كه ديگر نتواند دندانها را بپوشاند « 2 » . و معناى آيه اين است كه لهيب و هرم آتش آن چنان به صورتهايشان مىخورد كه لبهايشان را مىخشكاند ، به طورى كه دندانهايشان نمايان مىشود ، مانند : سر گوسفندى كه روى آتش گرفته باشند .

--> ( 1 ) رو به يكديگر آورده احوال هم را مىپرسيدند . سوره صافات ، آيه 27 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 118 و 119 .